المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

66

التنبيه والإشراف ( فارسي )

بخطر نيندازند . قصهء اين مجسمه‌ها از روزگار قديم تا بوقت حاضر يعنى سال سيصد و چهل و پنجم معروف است و فيلسوفان قديم و ديگر كسانى كه به وضع زمين و اخبار جهان علاقه داشته‌اند از آن ياد كرده‌اند . از آن جمله مؤلف منطق در كتاب آثار علوى كه چهار مقاله است ، در مقالهء اول ضمن سخن از رود معروف به طرسيوس گويد : « و همچنان روانست تا از مجسمه‌هائى كه هركول پادشاه توانا به پا كرده ميگذرد . » و هم او در آخر مقالهء دوم از كتاب السماء و العالم كه چهار مقاله است ضمن سخن از كوچكى زمين گويد : « دليل كوچكى زمين اينست كه پنداشته‌اند محلى كه بنام مجسمه‌هاى هركول معروف است به نخستين سرحدات هند پيوسته است بدين جهت گفته‌اند همهء درياها يكى است . » و هم اسكندر افروديسى در شرح كتاب آثار علوى ارسطاطاليس كه مفصلترين كتاب در اين باب است و قريب پانصد ورق است از آن ياد كرده است . بطلميوس در كتاب المدخل الى الصناعة الكرية گويد كه آن سوى خط استوا زير مدار جدى سودانى هست كه همانند سودان زير مدار رأس السرطان است كه اين طرف خط استوا رو به شمال است ، و درياى اقيانوس از ناحيهء مشرق زمستانى ميآيد كه مطلع جدى است ، پس از آن از مشرق زمستانى بسوى شمال منحرف مىشود تا به مغرب تابستانى ميرسد كه مغرب سرطان است . گويد كه اين مطلب را از كتابهائى كه دربارهء نقاط جنوبى مصر نوشته شده بدست آورده است و مصريان در نتيجهء توجه ملوكشان كه مردم معتمد را براى شناسائى اقوام اين نواحى ميفرستاده‌اند به اين مطلب دست يافته‌اند . مسعودى گويد : بسيارى از كسان بر اين رفته‌اند كه تعيين مساحت و فواصل اين درياها بطريق تخمين و تقريب بوده است كه بسبب عجز بشر از مشاهده و وصول به نهايت دريا تحقيق آن ميسر نبوده است و ما در كتابهاى سابق خود گفتار مؤلف منطق را در كتاب آثار علوى با گفتار متقدمان و متأخران دربارهء علت انتقال